﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<ArticleSet>
  <ARTICLE>
    <Journal>
      <PublisherName></PublisherName>
      <JournalTitle>پژوهش‌های میان رشته‌ای ادبیات و فرهنگ (برازمان)</JournalTitle>
      <ISSN>2783-4905</ISSN>
      <Volume>1</Volume>
      <Issue>3</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2022</Year>
        <Month>5</Month>
        <Day>17</Day>
      </PubDate>
    </Journal>
    <ArticleTitle></ArticleTitle>
    <VernacularTitle>صریح ترین آیۀ شکوفایی</VernacularTitle>
    <FirstPage>100</FirstPage>
    <LastPage>104</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi" />
    <Language>fa</Language>
    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>مهدی</FirstName>
        <LastName>رستمی</LastName>
        <Affiliation></Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>
    <History PubStatus="received">
      <Year>2022</Year>
      <Month>5</Month>
      <Day>17</Day>
    </History>
    <Abstract></Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">روزگاری که نیما با دیدن غزل های تقلیدی و کهنۀ اطرافیانش، غزل گفتن را نوعی «خودکشی» می دانست و شاملو نیز با انتقاد از غزل های رهی، حکم اول و آخر را قاطعانه صادر می نمود که «در غزل هیچ از کاروان تندتر نمی رود. غزل، شعر زمان ما نیست این حکم اول ماست و حکم آخر نیز» (عظیمی، 1369 :61)؛ و فروغ نیز با دیدن غزل هایی از نوع غزل های صهبا و سرمد، آنها را فاقد درد و دید شاعرانه می دید و برایشان تعبیر «محصوالت کارخانۀ غزل سازی» و «غزل تقلبی» به کار می برد، هیچ کس گمان آن نمی‌کرد که شاعری بتواند روح ِ معاصر را در کالبد ِ دیرینه و بی-جان غزل بدمد و در مخیله‌ی هیچ غزل دوستی، پویایی این «منجمد زیبا» نمی‌گنجد. </OtherAbstract>
    <ObjectList>
      <Object Type="Keyword">
        <Param Name="Value">شعر نو، غزل، شعر فارسی، نیما</Param>
      </Object>
    </ObjectList>
    <ArchiveCopySource DocType="Pdf">http://irlcjournal.ir/fa/Article/Download/37355</ArchiveCopySource>
  </ARTICLE>
</ArticleSet>