تحلیل قواعد حقوقی ناظر بر قراردادهای مربوط به توسعه میادین مشترک نفت و گاز
الموضوعات : Ethics and Islamic Education
1 - دانش آموخته رشته حقوق خصوصی، مقطع دکتری، دانشگاه عدالت، تهران، ایران
2 - گروه حقوق خصوصی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
الکلمات المفتاحية: قراردادهای نفتی, میادین مشترک نفت و گاز, قراردادهای مشارکتی, موافقتنامه توسعهی مشترک, موافقتنامه یکپارچهسازی.,
ملخص المقالة :
شرایط محیطی، نظام قانونی و تحولات داخلی و بینالمللی و حتی تغییرات شرایط مخزنها، الزام به طرح مدلهای قراردادی جدید در فعالیتهای اکتشاف، توسعه و بهرهبرداری میادین مشترک نفت و گاز را ایجاب میکند. از اكتشاف اوّلین چاه نفت در ایران تاکنون، بررسی روند تغییرات قراردادهای مربوط به توسعهی میادین مشترک نفت و گاز، نشاندهندهی آن است که به جز اوّلین قراردادهای نفتی که قراردادهای امتیازی بودند و از طول عمر بالایی برخوردار بودند، تا سال ۱۳۷۱ه.ش، تقریباً هیچ نوع قرارداد متعارف و بلندمدتی منعقد نشده بود. لکن در سالهای ۱۳۹۳-۱۳۷۲ ه.ش تاکنون، سه نسل از قراردادهای بیع متقابل، طراحی و عملیاتی شدند. هر دولتی تلاش دارد تا با بهترین شیوهی ممکن از این منابع تجدیدناپذیر بهرهبرداری کرده و عواید حاصل از آن را برای توسعه و بهبود معیشت شهروندان خود به کار گیرد. صنعت نفت و گاز به عنوان منابع اصلی انرژی از تاریخ کشف تا به امروز فراز و فرودهای فراوانی داشتهاند. بسیاری از کشورها بر اساس حقوق مالکیتی و حاکمیتی خود نسبت به میادین مشترک نفت و گاز اقدام به بهرهبرداری یکجانبه از این میادین براساس قاعدهی حیازت مینمایند. این عملکرد مستقل و ناهماهنگ که مغایر با اصول تولید صیانتی از مخازن مشترک نفت و گاز است باعث ایراد لطمات جبرانناپذیری به مخزن شده و کاهش شدید ضریب بازیافت مخزن و تولید غیرصیانتی را به همراه خواهد داشت. لذا کشورها با در نظر گرفتن اصل حفظ یکپارچگی مخزن و بهرهوری به قاعدهی همکاری در خصوص انجام عملیات نفتی در میادین مشترک روی آوردهاند. ایران دارای بیشترین میادین مشترک نفت و گاز با کشورهای همسایه در سطح منطقهی خاورمیانه است. کشورهای پیرامون ایران به طور یکجانبه و با سرعت زیادی از مخازن مشترک برداشت مینمایند که این موضوع در طولانیمدت ضررهای بسیاری به منافع تجاری و اقتصادی کشور وارد خواهد نمود. در بخشهایی از مناطق مرزی ایران که مورد ادعاهای متلاقی و مناقشات مرزی نیست، انعقاد موافقتنامههای یکپارچهسازی با استفاده از مدلهای منعقده در سطح بینالمللی میتواند راهکاری مناسب باشد.
رضایی، پیمان، (1387)، مدیریت زیست محیطی در اکتشاف و تولید نفت و گاز، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
کاشانی، جواد(۱۳۸۹) منابع نفت و گاز مشترک از منظر حقوق بین الملل، تهران: انتشارات مؤسسات مطالعات و پژوهشهای حقوقی شهر دانش.
جهانی، فرخزاد، «بهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز و تحدید حدود دریایی»، مجله حقوقی دادگستری (علمی پژوهشی) سال 75، شماره ی 75، پاییز 1390، صفحات 113 تا 1.
جهانی، فرخزاد، (1390)، «رژیم حقوقی بهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز در مناطق دریایی در حقوق بین الملل (با تاکید بر خلیج فارس، دریای مازندران، خلیج مکزیک)»، رساله دوره دکتری حقوق بین الملل عمومی، دانشکده حقوق دانشگاه پیام نور مرکز تهران.
درخشان، مسعود(1381)، «منافع ملّی و سیاست های بهره برداری از منابع نفت و گاز»، مجلس و پژوهش، سال 9، شماره 34، ص 30.
شریعت باقری، محمدجواد، جهانی، فرخزاد، «تحولات رژیم بهره برداری از منابع مشترک نفت و گاز دریای مازندران»، فصلنامه راهبرد، سال بیستم، شماره 58، بهار 1390، صص 131-176.
کسمتی، زهرا، «قواعد حقوق بین الملل در خصوص توسعه مخازن نفتی مرزی مشترک»، فصلنامه سیاست خارجی، 1376، سال 21، ش 82، صص 383-413.
محبی، محسن (۱۳۸۵) «رویه داوری بین المللی درباره غرامت دعاوی نفتی»، نشریه مرکز امور حقوقی بین المللی، معاونت حقوقی و امور مجلس ریاست جمهوری، شماره ۳۵، صص 21-34.
موحد، محمدعلی (1357)، نفت ما و مسائل حقوقی آن، تهران: انتشارات خوارزمی.
